خرید بک لینک
فاز سنگین دل نوشته یه دختره ... برق خوشحالی را در چشمانش دیدم ،دلم لرزید،این برق یک زنگ خطر است ،یک هشدار هشداری که خبر از رفتن میدهد.رفتن!چرانباید برود؟اوحق دارد که برود بالاخره معشوقه اش بازگشته است باتمام مهربانیش و ابراز پشیمانی میکند و او چشمانش برق میزند ،میخوانم حرف درون چشمان خوش رنگش را دلباخته است مثل من و من تنها برایش مدتی بودم .میبینی!حتی اسم اینکه برایش چه بودم و که بودم هم مشخص نیست فقط بودم ودل دادم به دلی که درونش جایی ندارم .نگاه برچشمانش میکنم امیدوارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: دوشنبه 16 شهريور 1405 ساعت: 8:30

برق خوشحالی را در چشمانش دیدم ،دلم لرزید،این برق یک زنگ خطر است ،یک هشدار هشداری که خبر از رفتن میدهد.رفتن!چرانباید برود؟اوحق دارد که برود بالاخره معشوقه اش بازگشته است باتمام مهربانیش و ابراز پشیمانی میکند و او چشمانش برق میزند ،میخوانم حرف درون چشمان خوش رنگش را دلباخته است مثل من و من تنها برایش مدتی بودم .میبینی!حتی اسم اینکه برایش چه بودم و که بودم هم مشخص نیست فقط بودم ودل دادم به دلی که درونش جایی ندارم .نگاه برچشمانش میکنم امیدوارم مثل همیشه حرفهایم یادم نرود ،مگرمیشود؟بخداکه نمیشود!گلوصاف میکنم:چراوایسادی؟برودنبالش دیگه ،مگه نمیخواستی که اون برگرده ؟حالا اون برگشته جانم!برووتک تک حرفهایم پتکی میشوند بر دیوارهی قلبم .نگاهم میکند و من چهقدر دلتنگه این نگاه خواهم شد چهرهی مردانه اش کلافه است و برق چشمانش!-مطمعن نیستم اخه-براچی مطمعن نیستی ؟برو من عین کوه پشتتم ناز کرد ناز بخریهااااا!ومیخندم وچه خندهی تلخی :)  امیدوارم چشمهایم رسوایم نکنند و من فقط امید وارم.دست بر ته ریشش میکشد هلش میدهم سمت جلو و چشمانم پر از اشک میشود :برو دیگه اعععع !عجب ادمیه هااا!میرود و سد اشکهایم میشکند ،چه زیبا نامش را صدا میزند .وحالا من مانده ام و منی که دیگر هیچ کس نیست. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 21:15

سلام بچه ها

از امروز فعالیتمو دوباره شروع میکنم

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:55

یه چیزایی هست که نمیدونیکه نمیخوای بفهمینمیخوای بشنوی...یه چیزایی هست که هر چقدر هم بنویسم و فریادبزنمباز هم تو نمیخوای بخونی!یه چیزایی هست... که دست من نیست!فقط... فقط هست!مثل نفس، مثل هوا، مثل رویا،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:55

حالا هرچقدر هم که آدم های این شهر خوب باشند خوبی کنند،مگر ادم یادش میرود خوبی های دلبرِ بی وفایش را؟!

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:55

من ، یه شهرِ سوت و کورَم ، که غرقِ وسطِ دریا یه آتلانتیسِ بىنورم پُرِ از دلشوره و فریاد من یه تایتانیکِ شِکَستَم ، که عشقِش مُرده و رفته یه اقیانوسِ دِلگیرَم که طوفانه و موجیه ، همه هفته من ، یه مَهدِ تمدن ، پُرِ از خاکى و کوهَم یه جنگل پُرِ از وحشى ، ولى خُب پاک و انبوهَم یه کُمونیستَم من که میگم ، دیگه خدایى نیست پیشِ تو خُب نیستم آره نیستم ، ولى مِثلِت خدایى نیست:))

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:55

اگه واقعا بخوادت نه ميره نه ميزاره بري اگه عيب از خودشه خودشو جم و جور ميكنه اگه عيب از تو باشه ميمونه و آدمت ميكنه ولي اگه"عاشقت"باشه...!

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:55


من به دو دلیل به آدما اعتماد نمیکنم1نمیشناسمشون2میشناسمشون

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:55

ما خودمون از خودمون خسته میشیم دیگه از شما انتظاری نداریم!

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:55

گرگی بودم همه از من میترسیدند
عشق بره ای مرا خانه نشین کرد.
به حدی رسیدم که خرگوش ها مرا مسخره میکنند.
وای از روزی که عشق ان بره از سرم بپرد.

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 22:28

لیاقت آدما رو از انتخابای قبلی و بعدیشون بفهم اون موقعست که میبینی، خیلیا در حدت نبودن

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 22:28

نفرت انگیز فقط همونایی که فکر میکنن مشکلات خودشون مشکله و مشکلات بقیه مار و پله !

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 22:28

دعای توسل اعوذ و بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَا أَبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 22:28

ﻫـَـﺮ ﻭَﻗــﺖ ﺧــﻮﺍﺳــﺘــﮯ

ﺍَﺯ ﺩَﺳــﺖ ﮐـﺴـﮯ ﻧــﺎﺭﺍﺣـَـﺖ

بـﺸﮯ . .

ﺍﻭﻝ ﯾﮧ ﻧﮕﺎ ﺑﮧ

↬ ﺳـﺮ ﺗـﺎ ﭘـﺎﺵ ﺑﻨـﺪﺍﺯ ↫

ببین ﺍﺭﺯﺷـﺸـﻮ ﺩﺍﺭﻩ

ﯾـﺎ ﻧـﮧ !

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 22:28

قوی ترین آدم رو زمین باشي،
جلو کسي که دوستش داري بي دفاع و
ضعیف میشي..!

برچسب: نویسنده: پویان رادمنش تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:20

صفحه بندی